جعفر شهرى باف

46

طهران قديم ( فارسى )

ستدها انجام ميگرفت و جملات بعد كه ( خيرش را ببينى ) و از طرف خريدار كه جواب دهد ( خير از پولش ببينى ) ، زيرا عقيده‌اى دربارهء خير و بركت داشتند كه آن را با صد فايده‌ى بىخير و بركت عوض نميكردند و ميگفتند اگر جنس و مال و معامله‌اى بركت داشته باشد آدم خيرش را ميبيند و اگر نداشته باشد دود مىشود و براى آدمى خير نكرده مبارك نميگردد . ديگر حرام و حلال معامله كه در هر صورت آن را حلال مىخواستند و از حرام آن چشم مىپوشيدند و حرام را نيز مالى مىدانستند كه براى صاحبش ميمون نمىگردد و و بال مىشود ، و حتى الامكان اگرچه با حيله و نيرنگ و زور و فشار و چه بوسيلهء طرف معامله و چه از طريق پرداخت خمس و زكات و ترضيهء ملّا سعى در حلال شدن آن مىكردند ، چنانچه حيله‌گرىها و مكّارىهاى زير كه براى حلال كردن مال خود ، تاجرى خمسش را اسكناس كرده در سبد خرمائى گذارده رويش را خرما ريخته پيش ملا مىبرد و مىگويد خمس مال من همين سبد خرما مىباشد و آقا هم قبول مىكند و دوباره سبد خرما را از آقا مىخرد و برمىگرداند و داستان ( حلال حلالش تا پايين گردنه مىرسيد ) كه حتى دزد گردنه‌بر در بردن مال مردم ، اگرچه با كتك و چوب و چماق باشد مىخواسته آن را حلال بكند « 9 » از همين عقيده مىباشد . فتوا از آيت الله آسيد ابو الحسن اصفهانى مجتهد جامع الشرايط عصر درباره حرام و حلال سئوالى مىكنند ، ايشان كه در دستورات و تكاليف به حد اقل قناعت كرده سهل مىگرفته‌اند و مسائل را موجز و عوام فهم جواب مىداده‌اند ، مىگويد : هر معامله‌اى كه يك طرف آن ناراضى بوده باشد حرام و آنكه طرفين آن قلبا رضايت خاطر بهم رسانند حلال مىباشد . كلامى مختصر و مفيد و جامع كه شامل عام مىگرديد و وقتى دربارهء خاصيت حلال و ضرر

--> ( 9 ) . مادر دزدى از پسرش مىخواهد كفنى از پول حلال برايش تهيه بكند ، تا وقتى در غارت قافله‌اى چشمش به عمامه‌ى سفيد آخوندى مىافتد و به خود مىگويد كفنى از اين حلال‌تر نمىباشد و چون آن را از سر آخوند برداشته از وى طلب رضايت نموده مىخواهد حلال بكند و او نمىپذيرد چندان به زير مشت و لگدش مىاندازد تا فرياد به حلال حلال سر مىدهد و وقتى مادرش مىخواهد از حلال بودنش خاطر جمع بشود ؟ مىگويد خاطر جمع باشد كه صداى حلال حلالش تا پايين گردنه مىرسيد .